سخن روز

دنیا منزل گذران و آخرت منزل جاودان است . امام علی (ع)

آرشیو خبر
لینک خبرگزاری ها
خبرگزاری ایرنا
خبرگزاری ایسنا
خبرگزاری موج
خبرگزاری تسنیم
خبرگزاری فارس
 خبرگزاری مهر
خبرگزاری تابناک 
هنر در طبیعت نهفته است و متعلق است به کسی که آن را از طبیعت استخراج کند (تولستوی)                           در تعلیمات دینی ما  و در سنت انبیاء و اولیاء درختکاری ، آبیاری و به طور کلی آباد سازی زمین و مزرعه و مرتع و پرورش دام و طیور عبادت محسوب می شود (مقام معظم رهبری )                                 همه جواب ها در طبیعت نهفته است (بل)                               بکاشتند و بخوردیم ، کاشتیم و خوردند      چو بنگری همه برزگران یکدیگریم  (مرزبان نامه)                                             درختان خشک در مسیر تند باد ها شکسته خواهند شد ، پس در مسیر زندگی انعطاف پذیر باشید .                                        اگر چه در کنار جنگل زندگی می کنی  ولی قدر درخت و چوب را بدان   ( ضرب المثل چینی )                                               برگ درختان سبز در نظر هوشیار      هر ورقش دفتری است معرفت کردگار                                        طبیعت بزرگترین دانشگاه و پر رمز و راز ترین کلاس برای بشریت است
قدر دانی از همسر فداکار

همسر گرامی حکیم الهی، علامه طباطبایی سال 1344 به دیار باقی شتافت . فراق این همسر فداکا ر، حضرت علامه را سخت تحت تأثیر قرار داد،‌ طوری که درباره او چنین گفتند: «من برای مرگ همسرم گریه نمی‌کنم. گریه‌ام برای صفا و کدبانوگری و محبت‌های خانم است. در طول مدت زندگی هیچ‌گاه نشد خانم کاری بکند که من حداقل در دلم بگویم کاش این کار را نمی‌کرد، یا کاری را ترک کند که بگویم کاش این عمل را انجام داده بود».
هم‌زمان با سالگرد ارتحال مفسر بزرگ قرآن کریم، مرحوم علامه طباطبایی در 24 آبان و 18 محرم‌الحرام، پایگاه بنیاد علمی فرهنگی شهید مطهری خاطراتی درباره مرحومه «قمرالسادات مهدوی» همسر علامه که در توفیقات ایشان نقش بسزایی داشته است را از زبان همسر استاد شهید مطهری منتشر کرده، که در ذیل تقدیم خوانندگان ارجمند افق‌ خانواده می‌شود.

 

 مرحوم علامه در کودکی پدر و مادرشان را از دست می‌دهند. از آن‌جا که علامه در خانواده ثروتمندی به دنیا آمده بود، برای فرزندان خانواده خدمتکار گرفته بودند تا علامه و برادرشان، مرحوم آیةالله سیدمحمدحسن الهی را بزرگ کنند. علامه وقتی به قم مشرف شدند، مانند دوران نجف از نظر مالی تحت فشار بودند که این، به دلیل نرسیدن عواید املاک و کتاب‌هایشان بود و برای همین، خانه کوچک و محقری گرفتند. همسر علامه، خانم قمرالسادات مهدوی با این‌که در خانواده متمولی بزرگ شده و ظاهراً دختر یکی از تجار تبریز بود، بسیار زن فهیم و قانعی بود. یادم هست همسر علامه که از بستگان ایشان هم بودند، برای من تعریف می‌کردند: «ما در تبریز سالی چند من روغن حیوانی مصرف می‌کردیم. به قم که آمدیم در منزل کوچکی ساکن شدیم که امکانات زیادی هم نداشت. حداکثر می‌توانستیم روزی پنج سیر گوشت بخریم. من دنبه‌های گوشت را جدا می‌کردم و داخل سبدی که از سقف آشپزخانه آویزان کرده بودم، می‌انداختم. هرچند روز یک‌بار دنبه‌ها را آب می‌کردم و از آن به‌عنوان روغن استفاده می‌کردم. هیچ‌وقت هم به علامه نمی‌وقت هم به علامه نمی‌گفتم ما روغن نداریم که ایشان ناراحت شود و از کار و مطالعه باز بماند. می‌خواستم فکرش آزاد باشد»، دوستی با ایشان برای من درس‌آموز بود.
 گاهی سه ماه تابستان ما به درکه می‌رفتیم و یک سال علامه و همسرشان هم آن‌جا بودند و در این سه ماه منزل ما نزدیک هم بود. خیلی از اوقات به منزل ما می‌آمدند و گاهی وقت‌ها هم ما به منزل آن‌ها می‌رفتیم.
یک روز که منزل ما آمده بودند، چهار تا تخم‌مرغ کنار گذاشته بودم و می‌خواستم با آن کوکو درست کنم. خانم به آشپزخانه آمدند و دیدند من در حال شکستن تخم‌مرغ هستم، گفتند: این‌همه تخم‌مرغ را برای چند نفر می‌خواهی درست کنی؟ گفتم برای خودمان؛ گفتند: خانم‌جان! دو تا تخم مرغ هم زیاد است، من برای خودم، حاج آقا و دو پسرمان سه تا تخم مرغ می‌زنم، دو تا از تخم مرغ‌ها را نگه دار.
در مدتی که من با ایشان آشنایی داشتم، همیشه به من درس زندگی می‌دادند. ایشان تمام لباس‌هایشان را خودشان می‌دوختند.
 به عمرم خانمی مثل ایشان ندیدم که این‌قدر دغدغه همسرش را داشته باشد. می‌گفت: وقتی علامه در حال مطالعه است، چای کمرنگ را به اتاق ایشان می‌برم و به علامه نگاه هم نمی‌کنم. چای را می‌گذارم و می‌آیم بیرون تا مبادا رشته افکارش پاره شود. روزی مهمان خانم بودم. لباس‌هایشان خیلی مندرس و کهنه شده بود و ایشان نیاز داشت که لباسی برای خودش بدوزد. زمانی که علامه بیرون می‌رفت، به ایشان گفت: از درس که بر می‌گردید، در راه برای من پارچه بخرید. علامه برای ایشان سه متر پارچه خرید. پارچه را که دیدم، به نظرم پارچه خوبی نیامد و اساساً برای لباس مناسب نبود. به خانم گفتم: به نظر من این پارچه مناسب پیراهن نیست. حتماً خود خانم هم فهمیدند که این پارچه، برای لباس مناسب نیست، اما با لبخند و با تأکید خاصی به من گفتند: «این را "حاج آقا" خریده‌اند و آنچه را که حاج آقا بخرند، حتماً خوب است. چرا به درد پیراهن نمی‌خورد؟!» همان‌روز ایشان لباس ساده‌ای از آن پارچه دوختند و بر تن کردند. این‌قدر ایشان، با علامه با محبت و فداکارانه برخورد می‌کردند و به‌خاطر همان محبتی که در بین‌شان بود، زندگی خوبی داشتند.
بسیار سرحال بودند و بی‌نهایت نظیف و تمیز هم بودند. نزدیک عید بود که ایشان منزل‌شان را تمیز کرده و به منزل یکی از همسایه‌ها برای بازدید رفته بودند. گویا همان‌جا حال‌شان بد می‌شود و پس‌از مدتی دار فانی را وداع می‌کنند. فکر کنم حدود 58 سال داشتند و مزارشان هم در قبرستان نو در قم است.
علامه بعد از وفات همسرشان بسیار متأثر شدند و تا مدت‌ها با صدای بلند گریه می‌کردند. تا چند سال هر وقت به منزل ایشان می‌رفتم، به خاطر دوستی که با خانم داشتم، وقتی مرا می‌دیدند یاد همسرشان می‌افتادند و با صدای بلند گریه می‌کردند.
 چند سال بعد، نزدیکان علامه دیدند که ایشان با این حالی که دارند، ممکن است از بین بروند. برای همین از خواهر مرحوم آقای روزبه برای ایشان خواستگاری کردند. یادم هست علامه بعد از درگذشت همسرشان گاهی که به منزل ما می‌آمدند و چای می‌خوردند، می‌گفتند: هیچ‌چیز مزه چای زعفرانی خانم را نمی‌دهد! البته این جمله را در زمان حیات خانم هم می‌گفتند.
مرحوم علامه به یکی از شاگردان‌شان پولی داده بودند تا به کسی بدهد، که شب‌های جمعه به نیابت از همسرشان، حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند
.
 




احترام به پدر، سازنده آینده‌ای درخشان

پیامبر خدا در پاسخ به سؤال از حق پدر بر فرزندش فرمود: «لا یسَمِّیهِ بِاسْمِهِ وَلا یمْشی بَینَ یدَیهِ وَلا یجْلِسُ قَبْلَهُ وَلا یسْتَسِبُّ لَهُ؛ او را به اسم صدا نزند، جلوتر از او راه نرود، قبل از او ننشیند و باعث نشود كه دیگران به پدرش دشنام دهند.» (1)
احترام به پدر و رعایت حقوق او نردبانی است كه هر كس می‌تواند از طریق آن به موفقیتهای زیادی دست یابد.

فرزند استاد شهید مطهری درباره ایشان چنین نقل می‌كند:

«ایشان نصیحتها و پندهای گرانبهایی در مورد احترام، دعای خیر و نیكی به والدین و همچنین حقوق والدین نسبت به فرزند بیان می‌كردند. خاطرم هست كه می‌گفتند:
«گاه كه به اسرار وجودی خود و كارهایم می‌اندیشم احساس می‌كنم یكی از مسائلی كه باعث خیر و بركت در زندگی‌ام شده و همواره عنایت و لطف الهی را شامل حال من كرده، احترام و نیكی فراوانی بوده است كه به والدین خود كرده‌ام، به ویژه در دوران پیری و هنگام بیماری و علاوه بر توجه معنوی و عاطفی [با وجود فقر مالی و مشكلات مادی] از نظر هزینه و مخارج زندگی به آنان كمك و مساعدت كرده‌ام.»(2)
نیكی به پدر و مادر و در نتیجه دعای متقابل آنها در حق فرزند می‌تواند منشأ توفیقهای بزرگ از سوی خداوند نسبت به انسان باشد.

حجة الاسلام والمسلمین جمّی امام جمعه آبادان نقل كردند:

«یك بار به محضر امام خمینی رحمه الله در جماران رسیدم، یكی از مسئولین مملكتی برای انجام كارهای جاری به خدمت امام رسید، پدر سالخورده‌اش نیز همراهش بود، وقتی كه می‌خواست حضور امام برسد، خودش جلوتر از پدر حركت می‌كرد، پس از تشرف به خدمت امام، پدرش را معرفی كرد، امام نگاهی به آن مسئول نمود و فرمود: «این آقا پدر شما هستند؟» عرض كرد: آری، امام فرمود: «پس چرا جلوی او راه افتادی و وارد شدی؟» (3)
احترام و نیكی به پدر و مادر، معنی وسیع و گسترده‌ای دارد و به طور كلی از هر نوع بی احترامی به آنها و هر چیزی كه موجب ناخشنودی آنها شود، باید دوری جست
به این ترتیب امام راحل رحمه الله مقام ارجمند پدری را گوشزد كرده و درس بزرگ احترام به پدر را به دیگران می‌آموخت.
احترام و نیكی به پدر و مادر، معنی وسیع و گسترده‌ای دارد و به طور كلی از هر نوع بی احترامی به آنها و هر چیزی كه موجب ناخشنودی آنها شود، باید دوری جست.
در قرآن كریم در مورد پدر و مادر در سیزده جا سخن به میان آمده است و در شش مورد با كلمه «احسان» و «حُسن» دستور به نیكی صادر گردیده است.
واژه «اُفّ» كه در آیه «فَلا تَقُلْ لَهُما اُفٍّ»؛ (4) به آنها اف نگو» از آن نهی شده، به معنی سبكترین و كوچكترین تعبیر نامؤدبانه است كه برای ابراز ناراحتی از آنها ممكن است گفته شود. از این تعبیر، وسعت دامنه احترام به پدر و مادر به خوبی فهمیده می‌شود.

پی نوشتها:

1- كافی، ج 2، ص 159، حدیث 5.
2- پاره‌ای از خورشید (گفته‌ها و ناگفته‌هایی از زندگی استاد شهید مرتضی مطهری) ، حمیدرضا سید ناصری و امیررضا ستوده، ص 109، به نقل از مجتبی مطهری فرزند استاد.
3- محمد محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج 1، ص 161.
4- اسراء / 23.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 83

جستجو در سایت
آخرین ویدئوها